فلسفه سوگواري براي اوليا
چرا در سوگ اولياي الهي عزاداري مي کنيم؟ آيا آنان به عزاداري ما نياز دارند؟ چرا در مورد گذشته ها تجديد خاطره مي نماييم؟ وهابيون اين عمل را بدعت مي دانند و شيعه را به جهت اقامه عزاداري ملامت و سرزنش مي کنند.(1) اکنون به برخي از جهات سؤال پرداخته و دليل عزاداري را بيان مي کنيم:
1 ـ عزاداري از مظاهر حبّ و بغض
حبّ و بغض دو امر متناقض است که بر خاطر انسان عارض شده و از آن دو به ميل و بي ميلي نفس به چيزي تعبير مي شود.
کساني که محبّت آنها واجب است
از ادله عقلي و نقلي استفاده مي شود که محبّت برخي افراد بر انسان واجب است:
1 ـ خداوند:
خداوند متعال در رأس کساني است که محبّت او اصالتاً به جهت دارا بودن همه صفات کمال و جمال، و اين که همه موجودات به او وابسته اند، واجب است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . ر.ک: ابن تيميه، منهاج السنه، ج 1، ص 52 ـ 55.
خداوند متعال مي فرمايد: " قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَأَبْناؤُکُمْ وَإِخْوانُکُمْ وَأَزْواجُکُمْ وَعَشيرَتُکُمْ وَأَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَتِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَمَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْکُمْ مِنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهاد في سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتّي يَأْتِيَ اللّهُ بِأَمْرِهِ وَاللّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ " ;(1) «]اي رسول[ بگو امّت را که اي مردم اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خويشاوندان خود را و اموالي که جمع آورده ايد و مال التجاره اي که از کسادي آن بيمناکيد و منازلي که به آن دل خوش داشته ايد بيش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست مي داريد، پس منتظر باشيد تا امر نافذ خدا جاري گردد و خدا فاسقان و بدکاران را هدايت نخواهد کرد».
2 ـ رسول خدا(صلي الله عليه وآله)
از جمله کساني که به خاطر خدا بايد دوست بداريم رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله)است، زيرا او واسطه فيض تشريع و تکوين است. از همين رو در آيه فوق در کنار نام خداوند از حضرت ياد شده و امر به محبّت او شده است.
پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: «احبّوا الله لما يغذوکم و أحبّوني بحبّ الله...(2); خداوند را از آن جهت دوست بداريد که شما را روزي مي دهد و مرا به خاطر خدا دوست بداريد.» از طرف ديگر، مناقب و فضائل و کمالات آن حضرت از جمله عواملي است که انسان را جذب آن حضرت کرده و محبّتش را در دل مي آورد.
3 ـ آل بيت پيامبر(عليهم السلام)
محبّت اهل بيت رسول خدا(عليهم السلام) نيز واجب است، زيرا با قطع نظر از اين که آنان مظهر فضائل و کمالات و مناقب اند، واسطه فيض تکوين و تشريع مي باشند; از همين رو پيامبر(صلي الله عليه وآله) به محبّت آنان امر نموده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . توبه(9) آيه 24.
2 . مستدرک حاکم: ج3 ص 194.
پيامبر(صلي الله عليه وآله) در همان حديث مي فرمايد: «... و احبّوا اهل بيتي لحبّي;... و اهل بيتم را به خاطر من دوست بداريد».
جهات لزوم حبّ آل رسول
محبّت آل رسول نيز به دلايلي، همانند محبت پيامر(صلي الله عليه وآله) واجب و لازم است:
1 ـ اهل بيت(عليهم السلام) به صاحب رسالت، رسول خدا(صلي الله عليه وآله) منتسب اند; چنان که پيامبر(صلي الله عليه وآله)فرمود: «هر سبب و نسبي در روز قيامت منقطع است مگر سبب و نسب من».
2 ـ اهل بيت محبوب خدا و رسولند; همان گونه که در حديث «رايه» و حديث «طير» به آنها اشاره شده است.
3 ـ حبّ اهل بيت(عليهم السلام) اجر و مزد رسالت محمّدي است; چنان که خداوند متعال مي فرمايد: " قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبي " .(1)
4 ـ روز قيامت از محبّت آل رسول سؤال مي شود; همان گونه که خداوند متعال مي فرمايد: " وَقِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ " .(2)
سبط بن جوزي از مجاهدنقل مي کند: درروزقيامت ازمحبّت علي(عليه السلام) سؤال مي شود.(3)
5 ـ اهل بيت معصومين(عليهم السلام) عِدل کتاب خدايند; چنان که پيامبر(صلي الله عليه وآله)در حديث «ثقلين» به آن اشاره فرمود: «انّي تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي».
6 ـ محبّت اهل بيت(عليهم السلام) شرط ايمان است; همان طوري که در احاديث صحيح از طرق فريقين وارد شده است که پيامبر(صلي الله عليه وآله) خطاب به علي(عليه السلام) فرمود: «اي علي! دوست ندارد تو را مگر مؤمن و دشمن نيست با تو مگر منافق».
7 ـ اهل بيت(عليهم السلام) کشتي نجات امّتند; همان گونه که به طريق صحيح از فريقين نقل شده که پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود: «مثل أهل بيتي فيکم مثل سفينة نوح من رکبها نجي، و من تخلّف عنها غرق».
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . شوري (42) آيه 23.
2 . الصافات(37) آيه 24.
3 . تذکرة الخواص، ص 10.
8 ـ حبّ اهل بيت(عليهم السلام) شرط قبولي اعمال و طاعات است; چنان که پيامبر(صلي الله عليه وآله)خطاب به علي(عليه السلام) فرمود: «اگر امّت من روزه بدارند تا آن که به مانند کمان ها کمرشان خم شده و دل ها فرو رود، و نماز بدارند به حدّي که مانند تارها گردند، ولي تو را دشمن بدارند، خداوند آنان را با صورت در آتش جهنّم مي اندازد.»(1)
9 ـ اهل بيت(عليهم السلام) امان اهل زمينند، همان گونه که پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود: «... و اهل بيت من امانند براي اهل زمين...».
شايان ذکر است که محبّت به مثابه نيروي محرکه اي است که قواي انسان را تحريک کرده و به فعليت مي رساند تا به سوي محبوب و مقتدايش پر کشد.
در جمع بندي مطالب به اين نتيجه مي رسيم که اقامه عزاداري جلوه اي از جلوه هاي محبّت به محبوب است، زيرا از طرفي مي دانيم که مردم در درجات محبّت مختلفند. از طرفي ديگر، اثر محبّت تنها اقبال نفس و تحريک نفساني نيست، بلکه ظهور و بروز داشته و به بيرون از نفس هم خواهد رسيد. هم چنين تنها اثر بيروني آن اطاعت از محبوب نيست. اگر چه اطاعت يکي از آثار مهمّ و اساسي محبّت است، آثار ديگري نيز دارد که اطلاق ادله لزوم محبّت تمام آنها را شامل مي شود مگر آن که با دلايل ديگر معارضه داشته باشد، مثل قتل نفس در محبّت محبوب، يا کارهاي خلاف شرع ديگر.
جلوه هاي حبّ در زندگي انسان
1 ـ اطاعت و انقياد;
2 ـ زيارت محبوب;
3 ـ تکريم و تعظيم محبوب;
4 ـ برآورده کردن حاجت هاي محبوب;
5 ـ دفاع از محبوب به انحاي مخلتف;
6 ـ حزن و اندوه در فراق محبوب، همانند حزن يعقوب در فراق يوسف;
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . تاريخ مدينة دمشق، ج 12، ص 143.
7 ـ حفظ آثار محبوب;
8 ـ احترام به فرزندان و نسل محبوب;
9 ـ بوسيدن آنچه به او مرتبط است;
10 ـ برپايي مراسم جشن و مولودي خواني در ميلاد محبوب.
نتيجه اين که اقامه عزاداري از لوازم حبّ اهل بيت است.
2 ـ احياي فرهنگ عاشورا و ياد اولياي الهي(عليه السلام) مطابق با عقل است
در آغاز اين فصل پيرامون اين موضوع که عزاداري مظهر حبّ و بغض است مطالبي را مطرح کرديم. با مراجعه به عقل سليم پي مي بريم که برپايي مراسم عزاي اولياي الهي، خصوصاً سرور و سالار شهيدان امام حسين عليه السلام موافق با عقل است، زيرا احيا و تکريم آنان در حقيقت تکريم شخصيت عظيم و شعارهاي آنان است و هر امّتي که بزرگان خود را تکريم نکند محکوم به شکست و فنا و نابودي است. بزرگانند که تاريخ امّت ها را ترسيم کرده و آنان را مي سازند.
برخي از شعارهاي حسيني
امام حسين(عليه السلام) مي فرمايند:
1 ـ «انّي لا أري الموت إلاّ سعادة، و الحياة مع الظالمين إلاّ برماً;(1) من «در چنين شرايطي مرگ را جز سعادت و زندگي با ستمگران را جز رنج و نکبت نمي دانم».
2 ـ «ليس الموت في سبيل العزّ إلاّ حياة خالدة، و ليست الحياة مع الذلّ إلاّ الموت الذي لاحياة معه. مرگ در راه عزت جزء زندگاني جاويدان نيست. و زندگاني با ذلّت جزء مرگ نيست».
3 ـ «ألا و إنّ الدعي ابن الدعي قد رکز بين اثنتين، بين السلّة و الذلّة و هيهات منّا
الذلّة...
; آگاه باشيد که زنازاده، پسر زنا زاده (ابن زياد) مرا بين دو چيز مخيّر
ساخته است. يا با شمشير کشيده آماده جنگ شوم و يا لباس ذلت بپوشم و با
يزيد بيعت کنم، ولي ذلت
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تاريخ دمشق: ج14 ص218.
از ما بسيار دور است».
4 ـ «إنّا لله و إنّا إليه راجعون و علي الاسلام السلام إذ قدبليت الأمة براع مثل يزيد;.(1)ما براي خدا و به سوي رجوع خواهيم کرد. هنگامي که امت به رهبري مانند يزيد مبتلا است بايد با اسلام وداع کرد».
5 ـ «... إنّي لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً، و إنّما خرجت لطلب الاصلاح في أمة جدّي(صلي الله عليه وآله)، أريد أن آمر بالمعروف و أنهي عن المنکر و أسير بسيرة جدّي و ابي علي بن ابي طالب(عليه السلام)... ;.(2) من به جهت طغيان گري و ايجاد تفرقه بين مسلمين و فساد و ظلم قيام نکردم، بلکه براي اصلاح در امّت جدّ خود خروج نمودم، مي خواهم امرِ به معروف و نهي از منکر کرده و به سيره جد و پدرم علي بن ابي طالب عمل کنم».
3 ـ ارتباط عاطفي امّت با اولياي الهي
يکي از راه هاي اساسي و مهمّ در توجيه مسائل عقيدتي و سياسي و اجتماعي مردم، راه تحريک عاطفه در وجود انسان است. انسان از اين سو، بيشتر تأثيرپذير است تا جنبه عقلي و جوانب ديگر. به تعبيري ديگر، اين روش مؤثرتر از ديگر جوانب است. حال با توجه به قضيه شهادت اولياي الهي خصوصاً سرور و سالار شهيدان، تذکر و توجه دادن مردم به آن واقعه سبب تحريک احساس هاي مردم خواهد شد و از اين طريق مي توانيم آن بزرگواران را الگو معرفي کرده و شعارها و دستورهايشان را ـ که همان شعارها و دستورهاي خداوند است ـ به مردم برسانيم. بدين دليل است که امام زين العابدين(عليه السلام) بعد از واقعه عاشورا تا بيست سال براي شهداي کربلا، خصوصاً پدرش امام حسين عليه السلام گريه مي کرد.
اين مطلب با در نظر گرفتن مدح پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله) در مورد آن حضرت بيشتر مشخص مي شود:
پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود: «حسين منّي و أنا من حسين، أحبّ الله من أحبّ حسيناً;(3) حسين از
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . مقتل خوارزمي، ج 1، ص 184.
2 . بحار الانوار، ج44، ص 328.
3 . سنن ابن ماجه، ج 1، ص 51، فضائل اصحاب رسول الله(صلي الله عليه وآله).
من و من نيز از حسينم، خداوند دوست بدارد هر کس که حسين را دوست دارد.»
هم چنين پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود: «الحسن و الحسين سيّدا شباب أهل الجنّة;(1) حسن و حسين سرور و سيد جوانان اهل بهشتند.»
4 ـ دليل نقلي بر اقامه عزاداري
با مراجعه به روايات و مشاهده سيره پيامبر(صلي الله عليه وآله) و صحابه پي مي بريم که اين بزرگواران از اولين کساني اند که به اين موضوع مهمّ توجه داشته و برپا کننده آن بوده اند.
حاکم نيشابوري به سند صحيح از أم الفضل نقل مي کند که فرمود: روزي بر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وارد شده، عرض کردم: اي رسول خدا! شب گذشته خواب بدي ديدم. حضرت فرمود: آن خواب چيست؟ عرض کردم: بد خوابي است. حضرت فرمود: چيست؟ عرض کردم: در عالم رؤيا ديدم گويا قسمتي از بدن شما جدا شده و در دامن من قرار گرفت. پيامبر(صلي الله عليه وآله) فرمود: خوب خوابي ديدي، فاطمه «دخترم» اگر خدا بخواهد پسري به دنيا خواهد آورد که در دامن تو بزرگ خواهد شد. امّ الفضل مي گويد: فاطمه زهرا عليها السلام حسين(عليه السلام) را به دنيا آورد و او در دامن من بود، همان گونه که رسول خدا(صلي الله عليه وآله)فرمود; تا آن که بر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) وارد شده و او را در دامانش قرار دادم. آن گاه به آن حضرت توجه کردم، ناگهان ديدم که اشک از چشمانش سرازير شد. عرض کردم: اي نبي خدا! پدر و مادرم بفداي تو باد. چه شده است که شما را گريان مي بينم؟ حضرت فرمود: جبرئيل(عليه السلام) بر من نازل شد و خبر داد که امّتم به زودي اين فرزندم را به شهادت مي رسانند. عرض کردم: اين فرزند؟ فرمود: آري، آن گاه قسمتي از تربت خونين آن حضرت را به من داد.(2)
حافظ طبراني به سند صحيح از شيبان نقل مي کند: من با علي(عليه السلام) بودم که آن حضرت وارد سرزمين کربلا شد، آن گاه فرمود: در اين موضع شهدايي خواهند بود که براي آنان همانندي غير از شهداي بدر نيست.(3)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . صحيح ترمذي، ج 5، ص 617; مسند احمد، ج 3، ص 369.
2 . المستدرک علي الصحيحين، ج 3، ص 176; کنزالعمال، ج 6، ص 223.
3 . مقتل خوارزمي، ص 162.
ترمذي به سند صحيح از سلمي نقل مي کند: بر امّ سلمه، وارد شدم، در حالي که
گريان
بود. به او عرض کردم: چه چيزي تو را به گريه وا داشته است؟ فرمود: در عالم
رؤيا رسول خدا را ديدم در حالي که سر و صورت مبارک آن حضرت(صلي الله عليه وآله) خاک آلود بود. عرض کردم: چه شده است، اي رسول خدا(صلي الله عليه وآله)؟ فرمود: الآن شاهد قتل حسين بودم.(1)
حضور در عزاي اولياي الهي
اقامه عزا در سوگ اولياي الهي، خصوصاً امام حسين(عليه السلام) نه تنها جايز بلکه رحجان دارد; همان گونه که بزرگان دين اين چنين مي کردند.
بخاري به سند خود از عايشه نقل مي کند: وقتي خبر شهادت «زيد بن حارثه» و «جعفر» و «عبد الله بن رواحه» به پيامبر(صلي الله عليه وآله) رسيد، حضرت در حالي که آثار حزن در صورتشان نمايان بود وارد مسجد شد، و در آن جا نشست.(2)
ابن هشام در سيره خود نقل مي کند: هنگامي که پيامبر(صلي الله عليه وآله) به مدينه بازگشت صداي گريه و نوحه بر کشتگان و شهدا را شنيد. آن گاه چشمان پيامبر(صلي الله عليه وآله) پر از اشک شد و گريه کنان فرمود: ولي حمزه گريه کننده اي ندارد. با شنيدن اين سخن زنان بني اشهل آمدند و بر عموي رسول خدا(صلي الله عليه وآله) گريه کردند.(3)
اهداف برپايي مراسم
اگر در ميان شيعيان چنين سنتي رايج شده است، انگيزه هاي گوناگوني دارد که به اختصار عبارتند از:
1 ـ شناساندن مقام پيشوايان بزرگ اسلام که سراسر زندگي آنان براي جامعه اسلامي الگو و سرمشق است;
2 ـ افزايش عشق و محبّت به اهل بيت(عليهم السلام);
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . مستدرک حاکم، ج4، ص19.
2 . ارشاد الساري، ج 2، ص 393.
3 . السيرة النبويه، ج 3، ص 105.
3 ـ کمال خواهي و فضيلت طلبي;
4 ـ دعوت به دين و آگاه شدن از حقايق آن و فراخواني مردم به صلاح و دوري از انحراف و فساد;
5 ـ آشنا کردن مردم با ويژگي هاي قيام امام حسين(عليه السلام);
6 ـ اطعام عده اي از گرسنگان در پرتو مجالس عزا که از دستورات مؤکّد قرآن و اسلام است;
7 ـ ياد مصائب اهل بيت(عليهم السلام) که موجب آسان شدن مصايب و سختي هاي دوست داران آنان است;
8 ـ اظهار هم دردي با رسول خدا(صلي الله عليه وآله) و حضرت زهرا(عليها السلام) و ساير ائمه(عليهم السلام);
9 ـ فراموش نشدن خاطره عاشورا، چرا که اگر اين عزاداري ها نبود نسل هاي آينده از حقايق اطلاعي نداشتند;
10 ـ افشاگري جنايت هاي ستمگران، به ويژه بني اميه و بني عباس;
11 ـ رشد فضايل و کرامت هاي انساني و الهي و پرورش روحيه شهادت طلبي;
12 ـ زنده نگه داشتن اسلام، زيرا اين عزاداري ها بود که اسلام را زنده نگه داشت. امام خميني(رحمه الله) درباره عزاداري مي فرمايد: «... اصلاً نمي فهمند مکتب سيّد الشهدا چه بوده و نمي دانند اين منبرها، گريه ها و سينه زني ها حدود 1400 سال است که ما و مکتب ما را حفظ کرده و تا حالا اسلام را آورده است...».(1)
بنابراين عزاداري حسين بن علي عليه السلام يک حرکت و موج و نيز يک مبارزه اجتماعي است. عزاداري ها سبب مي شود که شور و عاطفه از شعور و شناخت برخوردار گردد و ايمان را در ذهن جامعه، زنده نگه دارد و مکتب عاشورا، به عنوان فکري سازنده و حادثه الهام بخش، همواره تأثير خود را حفظ کند. عزاداري، احياي خط خون و شهادت و رساندن صداي مظلوميّت آل علي(عليهم السلام) به گوش تاريخ است. در سايه آن، علاوه بر گريستن براي مظلوميّت امام، هدف امام حسين(عليه السلام) از نهضت و حرکت نيز شناخته مي شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ1 . قيام عاشورا در کلام و پيام امام، ص 16.
نوشته شده توسط حامد در ساعت موضوع | لینک ثابت
پنجه زاغ سیاه، برگ گل را آزرد...
و در این بین، دل نازک آن چشمه شکست...
آسمان دید، فرو ریخت چو آن سقف بلند...
چشم زیبای گل نرگس باغ، مثل باران بارید...

نوشته شده توسط حامد در ساعت موضوع | لینک ثابت
نمايشگاه كربلا در مشهد از شب اول محرم جهت
بازدید علاقمندان دائر است.
زمان بازديد:
تا پایان ماه صفر
بانوان : صبح ها از ساعت 9 الی 11 . ( همه روزه به جز ایام تعطیل )
آقايان و بانوان: شب ها از ساعت 18:00 الي 21 ( همه روزه )
آدرس:
مشهد مقدس - ميدان بسيج (برق) - ابتداي خيابان فدائيان اسلام (نخريسي)
به اميد ظهور
جلسه فرهنگي محرم
نوشته شده توسط حامد در ساعت موضوع | لینک ثابت

تو درد غربت را مي شناسي، با غريبي آشنايي... با رنج خيانت مردمان خو گرفتهاي...
و مي داني كه درد و رنج و غم چيزي است و احساس تنها ماندن چيز ديگر...
آه پدر!... تو تنها ماندهاي... تو نيز غريب ماندهاي... باور ميكني پدر؟!
گذر ايام مردمان را به خود مشغول ... و تنها تو را لقلقة زبانشان كرد...
و به يقين تو در شگفتي، از آنان كه گريه ميكنند بر غربت امام شهيدشان و نميگريند
بر غريبي امام زنده خويش...
او كه چون جد غريبش حسين عليهالسلام هر روز و همه روز ندا ميدهد:
«هل من ناصر ينصرني؟!»
كجايند آنان كه پاسخ نداي امامشان را بدهند؟!
پس چگونه است كه ايشان فراموشت كردند؟!
يا صاحب الزمان! صبحهايت همه حسرت است و شبهايت همه آه...
اين همه سال، اين همه انتظار، اين همه تنهايي، اين همه غربت...
اي مردمان! امام غايب از نظرتان را تنها نگذاريد كه بخدا خير شما در همراهي با اوست.
به اميد ظهور
جلسه فرهنگي محرم
نوشته شده توسط حامد در ساعت موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
سایر امکانات
POWERED BY
BLOGFA.COM
طراح این
قالب:
قالبهای مذهبی بلاگفا